محمد تقي المجلسي ( الأول )

123

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

نتواند زيستن و اكثر اصحاب استثنا كرده‌اند اسب را با خانه و خادم بلكه هر چه از جمله ضروريات باشد كه بىآن نتواند زيستن مثل جامه تجمل اگر از اهل آن باشد و كتب علمى و غير آن را چنان كه شريعت سمحه سهله مقتضى آنست كه كار را بر مستحقين تنگ نكنند اگر چه نظر به حال مستحق أنسب آنست كه تا مقدورش باشد نگيرد و تا واجب نشود سؤال نكند ( و قال رسول الله صلَّى الله عليه و آله لا تقطعوا على السّائل مسألته فلو لا انّ المساكين يكذبون ما افلح من ردّهم ) ( 1 ) و بسند سكونى منقول است كه حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله فرمودند كه قطع مكنيد سؤال سايل را برد و اگر چه دروغ گويد مگوييد كه دروغ است كه سبب ايذاى او شود بلكه غنيمت دانيد دروغ ايشان را كه اگر نه آن بود كه بعضى از ايشان دروغ مىگويند هر آينه رستگار نمىشد كسى كه رد ايشان مىكرد و ليكن به مجرد آن كه بعضى دروغ گويند يا همه دروغ گويند حكم نمىتوان كرد كه اين كلام دروغ است مثلا سايل مىگويد كه سه روز است كه قوت نخورده‌ام و مظنون باشد كه دروغ مىگويد و اگر تبره اش پر از نان باشد حمل نمىتوان كرد كه شايد كوفتى داشته باشد كه نان نتواند خورد و خواهد كه همه را جمع كند و بفروشد و چيزى مناسب مرضش بخرد يا آن كه اگر سايل سر كرده است و درد دلى مىكند اگر پيش از اتمام سخنش چيزى به او دهيد يا گوييد كه مطلب ظاهر شد چيزى بدهيد او را سبب شكستگى دل او مىشود بلكه بگذاريد كه مطلب را تمام كند و اصلا اظهار كذب او مكنيد هر چند دانيد و چيزى به او ندهيد او را رد جميل كنيد و بگوئيد كه إن شاء الله حق سبحانه و تعالى خواهد داد چيزى كه ما به شما بدهيم يا كنايه از رد است يعنى سايل را رد مكنيد چنان كه وارد